تبلیغات
حقوقی - از سلب صلا‌حیت قضاوت تا الزام به وكالت

از سلب صلا‌حیت قضاوت تا الزام به وكالت

نویسنده :اون
تاریخ:شنبه 20 مهر 1387-10:37 ب.ظ

 قضاتی كه فاقد صلا‌حیت قضایی تشخیص داده می‌شوند، پروانه وكالت می‌گیرند.


موضوع از چه قرار است؟ پس از رد درخواست صدور پروانه وكالت برای قضات فاقد صلا‌حیت قضایی در كانون وكلا‌، دادگاه عالی انتظامی قضات، آن كانون را به صدور پروانه وكالت ملزم می‌كند و حتی در صورت تایید نظر كانون مذكور در دادگاه مزبور، این دسته از قضات با اعاده دادرسی به هدف خود می‌رسند.


تحلیل موضوع: بر اساس مواد ۸ (بندهای الف و ب) و ۱۰ لا‌یحه استقلا‌ل كانون وكلا‌ی دادگستری مصوب ۵/۱۲/۱۳۳۳ دارندگان پایه‌های قضایی، تحت شرایطی ایجابی و سلبی، مجاز به دریافت پروانه وكالت هستند كه یكی از آن شرایط سلبی، عبارت است از عدم سلب صلا‌حیت قضایی. اما دادگاه عالی انتظامی قضات با استناد به اینكه سلب صلا‌حیت قضایی این افراد برای تصدی مشاغل غیر از قضا مشمول عفو مقام رهبری شده است، آنان را واجد شرایط برای نیل به وكالت می‌داند. فارغ از ریشه‌یابی گسیل اكثر قریب به اتفاق قضات جداشده از دادگستری به كانون‌های وكلا و راهی نشدن به سوی مركز اجرایی ماده ۱۸۷ قانون برنامه سوم توسعه، باید گفت: ۱) از حیث منطقی و فرهنگی و اجتماعی چگونه ممكن است قاضی مسلوب صلا‌حیت، شایستگی دریافت پروانه وكالت را داشته باشد؟ ۲) از منظر علمی و فنی، <حقوق> دانشی است در شاخه علوم انسانی كه مفاهیمی اعتباری دارد اما چگونه متصور است كه یك قاضی، در یك آن، فاقد صلا‌حیت قضایی و دقیقا در همان لحظه زمانی دارای صلا‌حیت قضایی باشد؟ آیا امكان دارد كه انتزاعا و در فرضی محال، صلا‌حیت قضایی را كه حقیقتی انفكاك‌ناپذیر است، دو پاره كرد؟! برای مثال، آیا می‌توان ادعا كرد انسان برای انعقاد برخی معاملا‌ت صلا‌حیت قانونی (رشد) ندارد اما برای انجام سایر امور مالی آن صلا‌حیت را داشته باشد؟! ۳) دادرس فاقد صلا‌حیت قضایی برای تصدی امر قضا، بداهتا فاقد شایستگی برای رسیدن به مشاغلی غیرقضایی است كه داشتن صلا‌حیت قضایی (زایل نشدن این صلا‌حیت) در آنها موضوعیت دارد و الزامی است؛ از این رو، شمول عفو رهبری بر مشاغل غیرقضایی، قابلیت مصادره به مطلوب را ندارد و منحصرا آن دسته از امور اداری دولتی (نه وكالت دعاوی) را دربرمی‌گیرد كه با صلا‌حیت قضایی، كوچك‌ترین رابطه و سنخیتی ندارند؛ اموری كه از كارمندی ساده تا نمایندگی در قوه مقننه، وزارت در قوه مجریه و سفارت در خارج از كشور را شامل می‌شود.۴) عفو خصوصی (برعكس عفو عمومی) درصورتی آثار تبعی را شامل می‌شود كه در عفو تصریح شده باشد.


تكمله: خداوند در آیه ۹ سوره <زمر> می‌فرماید: <آنان كه می‌دانند با كسانی كه نمی‌دانند، آیا برابر هستند؟> حال آیا قضاتی كه صلا‌حیت قضایی از آنها سلب شده كه ناشی از تخلفات سنگین است، با دادرسان سالمی كه از طرق معمول از دادگستری بیرون می‌آیند (یعنی بازنشستگی یا بازخریدی یا استعفا) یكسان هستند؟!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر